الهی به امید تو .. بسم الله الرحمن الرحیم

سلام ... 

از اولش ندیدم، ولی با چند ثانیه تماشاش، فهمیدم از اون فیلم هایی که حرفی برای گفتن داره... 

یک پدر و مادر مهربون بود و فرزندی به اسم سهیل ...

اما پدر و مادر داستان، معلولیت ذهنی داشتن .. و پسر خسته از هر دو، خونه رو ترک میکنه تا تو خونه خانم معلمش بمونه ... 

و پدر و مادری که ناراحت از رفتن فرزندشون، اما همچنان تموم سعی شونو میکردند تا پسرشون برگرده خونه خودشون ... از یاد گرفتن پختن پیتزا گرفته تا کارهای سختی که پدرش با وجود ناتوانیش انجام میداد ... 

زندگیشون ، خیلی برام جالب بود ... 

ساده ی ساده ... بی شیله پیله ... نه امکانات آن چنانی ... 

نه سیاست و تدبیر ... نه هوش و ذکاوت  ... نه تحصیلات .... نه قدرت و توانایی...

آدم های اتو شده ای نبودند .. حتی از انجام برخی کارهای روزانه هم عاجز و ناتوان بودند!

اما زندگی شون خیلی زیبا بود ....

                                                                          فقط و فقط ... مهربون بودند! 

اینجاست که بخودم میگم : 

پشتت گرم به قدرت و مقام و کاغذ ها نباشد .... 

انسانیت در " مهربانی "  است ...