حوض نقاشی

الهی به امید تو .. بسم الله الرحمن الرحیم

سلام ... 

از اولش ندیدم، ولی با چند ثانیه تماشاش، فهمیدم از اون فیلم هایی که حرفی برای گفتن داره... 

یک پدر و مادر مهربون بود و فرزندی به اسم سهیل ...

اما پدر و مادر داستان، معلولیت ذهنی داشتن .. و پسر خسته از هر دو، خونه رو ترک میکنه تا تو خونه خانم معلمش بمونه ... 

و پدر و مادری که ناراحت از رفتن فرزندشون، اما همچنان تموم سعی شونو میکردند تا پسرشون برگرده خونه خودشون ... از یاد گرفتن پختن پیتزا گرفته تا کارهای سختی که پدرش با وجود ناتوانیش انجام میداد ... 

زندگیشون ، خیلی برام جالب بود ... 

ساده ی ساده ... بی شیله پیله ... نه امکانات آن چنانی ... 

نه سیاست و تدبیر ... نه هوش و ذکاوت  ... نه تحصیلات .... نه قدرت و توانایی...

آدم های اتو شده ای نبودند .. حتی از انجام برخی کارهای روزانه هم عاجز و ناتوان بودند!

اما زندگی شون خیلی زیبا بود ....

                                                                          فقط و فقط ... مهربون بودند! 

اینجاست که بخودم میگم : 

پشتت گرم به قدرت و مقام و کاغذ ها نباشد .... 

انسانیت در " مهربانی "  است ...

/ 6 نظر / 24 بازدید
فاطمه :))

بنام خدا سلااااااااام آجیم.. :))[قلب] منم این فیلمو دیدم.. خیلی قشنگ بود آجیم من وقتی زندگیشون دیدم .. همش میگفتم واقعا زندگی خوبی دارند.. خیلی خوشم اومد...

نجمه

بسم الله.. سلام شیوایی.. [بغل] خیلی دوستش داشتم حوض نقاشیو.. زندگی مهربونی میخواد، گذشت و دل پاک[گل]

ژاله

بسم الله سلام منم از نصفه ديدم :--| و دوسش داشتم ..

زینب

سلام :) سی دی ش رو بگیر ببین :) من یکی دوبار دیدمش... از اون به بعدش، وقتی بچه هه با مامان و باباش دعوا میکنه، اعصابم خورد میشه.. واسه همین تا قبل از دعوا شدنشون نگاهش میکنم

لیلا

سلام شیوای من.:-*** من این فیلم رو 2 بار دیدم...صد بار دیگه هم ببینمش،بازم برام تازگی داره!کارگردان و نویسنده ش واقعاً رو چه چیزی دست گذاشتن!از سادگی زیادشون گاهی گریه م می گرفت! با خودم فکر میکنم آدم چه شکلی میتونه هر شب کتلت بخوره؟!؟!ولی میبینم اگه دل خوش باشه،نون خشکم بخوری،بهت میچسبه.

فاطمه :))

به نام خدا سلام آجی شیوا عزیزدلم...[لبخند][گل]دلم واست تنگ شده خو؟؟؟[نیشخند][لبخند]